الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : غرويان وشيروانى )
493
أصول الفقه ( فارسى )
مىبايست آن شخص را دعوت نموده و او را به انجام فعل وادار و تحريك كند و در نتيجه شوق پيدا مىكند كه به او أمر كند و اگر مانعى در برابر صدور امر در كار نباشد ، شوق به امر ضرورتا شدت مىگيرد تا آنجا كه به حد ارادهء حتمى مىرسد و نتيجتا انگيزهء انجام فعل مطلوب را در نفس آن شخص قرار مىدهد يعنى امر را متوجه او مىكند . حال همهء مأموربهها از جمله « مقدمهء واجب » همين است . ما اگر قائل به وجوب مقدمه از جانب مولى شويم ، اولا بايستى فرض كنيم كه در نفس آمر شوق نسبت به صدور مقدمه از ناحيهء مكلّف پديد آمده باشد ، منتها اين شوق تابع شوق به انجام ذى المقدمه و برگرفته از آن است . چون فاعل مختار وقتى شوق به تحصيل چيزى پيدا كند و آن را دوست بدارد ، بالتبع به همهء چيزهائى كه آن شىء بر آنها متوقف است نيز شوق پيدا مىكند و آنها را دوست مىدارد . و اين ، مقتضاى ملازمهء بين دو شوق است و اگر مانعى از امر به مقدمات نباشد ، در مرتبهء ثانيه ، ارادهء حتمى براى امر به مقدمه در نفس آمر پديد مىآيد و در نتيجه امر از او صادر مىشود . با شناخت اين نكته ، درك مىكنى كه : اگر فرض كنيم وجود مقدمه بر ذى المقدمه تقدم زمانى دارد به گونهاى كه ذى المقدمه در ظرف و زمان خودش حاصل نمىشود مگر اينكه مقدمه قبل از زمان ذى المقدمه حاصل شده باشد ، كمااينكه در مثالهاى مقدمات مفوّته گذشت ؛ در اين صورت شكى نيست كه آمر اشتياق پيدا مىكند كه مقدمات در همان زمان سابق انجام شوند و اين شوق نسبت به مقدمه ، تبديل به ارادهء حتمى براى صدور امر مىشود چرا كه در اين صورت مانعى براى بعث ( صدور امر ) نيست . و فرض بر اين است كه وقت مقدمهء مزبور بالفعل فرا رسيده و لذا مىبايست آمر نسبت به آن ، امر فعلى صادر كند . و امّا نسبت به ذى المقدمه فرض بر اين است كه امكان بعث و امر به آن قبل از وقتش وجود ندارد زيرا هنوز ظرف آن تحقق نيافته و لذا قبل از وقت ، امرى نيست ، گرچه در حال حاضر شوق به امر نسبت به آن وجود دارد و لكن به خاطر وجود مانع ( فرا نرسيدن وقت ) اين شوق به حد فعليت نرسيده است . حاصل آنكه شوق به ذى المقدمه و شوق به مقدمه ، قبل از وقت ذى المقدمه حاصل است و شوق دوم منبعث و جوشيده از شوق اوّل است و لكن شوق به مقدمه ، اثر خودش را مىگذارد و چون مانعى وجود ندارد ، تبديل به ارادهء حتميه مىشود . امّا شوق به ذى المقدمه به خاطر وجود مانع از امر ، تبديل به ارادهء حتميه نمىشود .